الفيض الكاشاني

133

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

نيز معلوم مىشود كه اهل جنّت در طورى « 1 » مُنشاء « 2 » مىشوند فوق بشريّت . چه ايشان اهل مشافه و رؤيت‌اند و بشر اهل اين دو نيست ، كه « لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ » . « 3 » و فى مثنوى المولوى : گر بديدى چشم سر آن شاه را * پس بديدى گاو و خر اللَّه را ديدهء الهى يعنى چشمِ سر در همان مرتبه‌اى كه چشم گاو و خر شريك اويند خداى را ديدى ، چشم گاو و خر خداى را ديدى ، براى آن كه حكم امثال واحد است . ليكن چشم سرِ مؤمنان را تبديلى عارض شود كه « فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ عَلى أَنْ نُبَدِّلَ خَيْراً مِنْهُمْ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ » ، « 4 » آن گاه خداى را بينند و چشم گاو و خر را آن تبديل عارض نشود . و همچنين آن طائفه‌اى كه در وصف ايشان آمده « أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ » « 5 » لاجرم خدا را نبينند « كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصالُوا الْجَحِيمِ » . « 6 » و اگر ماقبل آيهء تبديل برخوانى ، تو را در صدق سخنان كه گفتيم هيچ شُبه نماند . حيث قال سبحانه : « أَ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ كَلَّا إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ » . « 7 »

--> ( 1 ) . طور : كيفيت و نحوه ، عالم ، مرحله . ( 2 ) . مُنشأ : ايجاد شده . ( 3 ) . ديده‌ها او را در نمىيابند . سورهء انعام ، آيهء 103 . ( 4 ) . پس سوگند به پروردگار مشرق ها و مغرب ها كه ما تواناييم كه به جاى آن‌ها مردمى بهتر بياوريم و در اين كار ناتوان نيستيم . سورهء معارج ، آيهء 40 و 41 . ( 5 ) . اينان همانند چارپايانند حتى گمراه‌تر از آن‌هايند . سورهء اعراف ، آيهء 179 . ( 6 ) . حقا كه در آن روز از پروردگارشان محجوب باشند . پس ايشان به جهنم درآيند . سورهء مطففين ، آيهء 15 و 16 . ( 7 ) . آيا هر يك از ايشان طمع مىورزد كه به بهشت پرنعمت داخل شود ؟ هرگز ، آن‌ها خود مىدانند كه از چه چيز آن‌ها را آفريده‌ايم . سورهء معارج ، آيهء 38 و 39 .